

ميم مثل مولا
ميم مثل مدد
روز مادر همه به مادرهاشون هديه ميدهند ولی ما
ترااز تو عيدی ميخواهيم
يا زهرا مادر عباس
سروده شده در یکشنبه ۱:۲۵ ظهربه وقت اروپای شمالی
یا علی یا زهرا یا زینب مدد کریم اهل بیت

آقا کجای قصه نشستی دلم شور می زند
ناقوس سرخ شد و ناله ی عاشور می زند
رفتم کلیسه انجیل، صلیبت دونیزه بود
آنجامسیح دمت سوره سوره نور می زند
تورات را سیاه دو دستی ربوده بود
سقای تو دست شفایش به کور می زند
اکبر که رفت شکستی کو شیرین اصغرت
موسی بی عصا مجنون به طور می زند
لیلی حادثه امروزجمعه بود
فرهاد هفته ها ناله ظهور می زند
زینب زره بافت از زخم های یاس
حیدر به سینه گل باغ زبور می زند
بی شک حسین تو شد منجی با خدا
ای ناخدای نوح رخت تور می زند
دریا دلی صید توایم شکر لایزال
صیاد صیدچاه پرده ی مستور می زند
ناقوس های تنگ دلت های های بغض
می کوثر است نی ساقی مخمور می زند
کس نیست غیر تو نزدیک تر به حق
دنیا تورا صدا از آن دور می زند؟
مدد کریم اهل بیت
سروده شده درجمعه آستانه ی شب وفات مادرم زهرا
در نقطه ای از ارو پای شمالی

و سلام بر آل یاسین
برای مرد ترین مرد زمان
دیده ات گریان یاس و هم شقایق می شود
کشتی پهلو نشین این حقایق می شود
پشت دریای دو چشمت یاس را پیدا کنم
مرد من دلواپسییت همچو قایق می شود
تا به شهر هر دو چشمت من شوم ساحل نشین

صورتم نیلی به دست این خلایق می شود
باز هم بی صبریم را بیمه ی زینب کنم
عاقبت حرز غمش جان را لایق می شود
مهر من تنها دخیل چادر یاس تو بود
دست دنیا گرم بازار سلایق می شود
تو گناهم را به لطف دامنت آتش بزن
گرنه میخ وسیلی اسباب علایق می شود
گر نمی زد منتغم دم مریمان بالای دار
من بمیرم که مسیحت بر صلیب هر دقایق می شود
یا علی مدد کریم اهل بیت یا باب الحوائج
سروده شده در فاطمیه ی اول ۱۳۸۷ ه.ش
در نقطه ای از اروپا شمالی
فاطمه مادر عباس است.
یا علی
به نام خدای بابا علی فرزند عباس و بیت الاحزان مقدس
هر دو فرشته ی نگهبان از سنگینی بار عشق تو بر دوشم محافظت می کردند .و من مراقب هر دو بودم
هر لحظه مدد یا حسین می دادم یاد ذکرشان و دم به دم دم تازه می کردند از این هوا حالشان را .
مادر فرزند عشق بودی و علی بابای حسین و حسن و زینب و عباس و...همسرت هم سامانت.که بعد از روز واقعه مادر ام البنین هر شب روی خاک بی نشانت یک صلیب می کشد از افق نیزه ای بر عمود نیزه ای دیگر. یک سر بر قله ی نیزه ی افق نگاهم بیهوش می شوم مدهوش .گل تو یک نشانی در بدن داشت یکی پیراهن کهنه به تن داشت بر نیزه ای عمود و می شود انگار طاقت هستیم.
مادرم زهرا یا علی می گویم و بال فرشته ها را مراقبم و می بالم که چشمان جبریل را هر عاشورا می گیرم تا با مهدی تو از تل زینبی صلیبی را که به نیزه کشیده اند نبیند .
مدد کریم اهل بیت
دختر لوس خدا و باباحیدر و مادر زهرا 
بابا مهدی من رو دریاب تا خسته نشم
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
امشب خدا مشق تو تحریر می کند
تو ناطق سروره ی اخلاص می شویی
توحید قلب توست که تفسیر می کند
آهن سنگ چوب صدا می کنند تورا
ناقوس ها شهادتین تو تکبیر می کند
دل های پر امید به هم دست داده اند
بی شک که انتظار تو زنجیر می کند
تو لحظه لحظه هستی خد ا هست عشق هست
سعی و صفا و همت ما دیر می کند
ما رو سیاه آمدنت کند می شود
هر جاده زیر پای تو را قیر می کند
آب و هوای دلت کربلای عشق
خورشید را دو چشم تو تبخیرمی کند
دریا به قلب لشکر تنهات می زند
سیلی که باز میل به تزویر می کند
اینک که اشک مشک تو راآب می کند
سهم گلوی بغض تو را تیر می کند
گرچه خدا زینبی ات صبرداده است
هر لحظه روز واقعه ات پیر می کند
در کوچه دست تو را باز بسته ایم
تو سجده او اقامه به شمشیر می کند
یعنی عدو مات از این فرق می شود
مولا ولی به کاسه ی او شیر می کند
جای عدو او ز خدا شرم می کند
هم خون و هم شکسته سری زیر می کند
او نیز بی نشانه شود یوسف زما ن
پیش کسی که فاطمه دلگیر می کند
مدد کریم اهل بیت
یا علی یا باب الحوا ئج یا ام البنین
نیمه شب دو شنبه شب نوشته شده در نقطه ای از ارو پاه
يکی بود يکی نبود..........غايب هميشه حاضر...
دم می زنی که زمينم قفس نشد
با تو ولی هيچ کسی هم نفس نشد
عمری سراب روز شد و شب شد وولی
تقديم عمر به پايت عبس نشد
2:12 نيمه شب در يک نقطه از اروپا ه